پایگاه خبری خومه

تبليغات

تبليغات

تبليغات

تبليغات

تبليغات
کد خبر: 1149
تاریخ انتشار: ۲۲ام بهمن ۱۳۹۶  ساعتبهمن ۲۲, ۱۳۹۶

گفتم:کدام پرنده رادوست داری ؟ گفت :آنکه پرواز بلد باشد.! گفتم :سیاهی شب را چگونه وصف می کنی ؟ گفت :از شب کور بپرس .! گفتم :عشق راچگونه یافتی ؟ گفت :دردستهای مادرم، درنگاه پدرم ، درتولد فرزندم ودرشکستن قفسم .! گفتم : پیرها راچگونه می بینی .؟ گفت : بازوی زمانند.! گفتم : مدرسه را دوست داری .؟ گفت : معلمم را بیشتر…! گفتم :دوست داری خنده ویا گریه را.؟ گفت : هر دو را با هم می پسندم .! گفتم : ازچه می ترسی ؟ کفت : از جغد .! گفتم ؟ کی رابیشتر دوست داری ؟ گفت :آنها که شربت شهادت نوشیدند وجایشان اکنون خالیست .! گفتم : درقلبت چه داری ؟ گفت : نهال آزادی که با خونم آبیاری می کنم…!



افزودن نظر

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید

آخرین اخبار
آمار بازدید
بازديد امروز : 5
افراد آنلاين : 1
بازديد ديروز : 85
بازديد اين هفته : 264
بازديد اين ماه : 1021
بازديد کل : 64425
ورودي گوگل : 0
تعداد لينک ها : 0